نظر علي الطالقاني
220
كاشف الأسرار ( فارسى )
در صحيفه فرمود و انّما يعجل من يخاف الفوت ، 322 و يكى شره و تسلط نفس امّاره كه از عجز و ناتوانى و بىطاقتى خيزد ، چنانچه در وقت اجتماع خلق كثير در كنار پل و جسر ديدهاى . و سبب تأخير نيز يا جهل و بىاعتقادى است و يا تسلّط نفس امّاره و حب دنيوى است ، مثل اقدام بر جهاد . حال گوئيم از جمله امورى كه از اعتدال عاجزيم و گرفتار افراط و تفريطيم بيان مطالب و اداى مقاصد است كه گاهى مختصرى آوريم غير كامل و گاهى مطوّلى برآوريم مشتمل بر تطويل به لا طائل و گاهى در محل تأكيد و مبالغه كوتاه اندازيم و گاهى در غير محل به اغراق پردازيم . هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ما است . پس ايضا ظاهر شد كه لفظ فاستقم مشكلترين آيههاست و جامع جميع مراتب توسط و اعتدال و اندازهها است . به جهت اختلاف مراتب و لياقتها فرمود : فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ . 323 ( اى و ليستقم من تاب معك كما امروا ) يعنى هر يك را به اندازهء او امر به استقامت كردهايم و لذا نفرمود فاستقيموا چون اين قرينه پيش گذشت ، پس فرمود وَ لا تَطْغَوْا ، اى كلّ على حسبه 324 چنانچه فرمود يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ 325 تا آنكه تبعيت حوّا و نقصان زن از مرد را بيان كند و لذا نفرمود اسكنا . كدام كلمه كلام خداست كه چندين نكات ندارد ؟ چه فائده كه نمىفهميم . حال گوئيم مشايخ ما ( قدس سرهم ) تصريح كردهاند و كذا غزالى ، كه مبالغه هر قدر و هر قسم باشد كذب نيست . اقول و ايضا كسى كه مبالغه گويد احدى او را كاذب نگويد و ايضا اين طريقه است كه خدا و پيغمبر و ائمه و همهء خلق در بيان مطالب دارند . سرّش اين است كه تأكيد و مبالغه ، حالت و كيفيت بيان مطلبند و به منزلهء شدت رنگ و شدت صفاى آينهاند و فائدهء ايشان شدت تأثير كلام و نيكوئى بيان و دلنشينى مطلب است در اذهان ، و مبالغه را جز اين معنى نباشد و غالبا اداى مطلب است به كنايه و ذكر لوازم و يا ملزومات و به تشبيه و استعارات و به ذكر لو و شرطيّات . پس بگو المبالغة مع البلاغة تدور حيثما تدور و لكن جاى او و حد و اندازهء او را جز خدا و معصومين كسى به طور كلى نداند . و به جهت تيمّن و اداى مقصود چند مثال از قران و احاديث بياوريم . در بقره فرمود ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ ، اين اداى مطلب ، بعد به جهت اهتمام فرمود فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً . 326 و فرمود الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ ، بعد اهتماما فرمود كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ . 327 و فرمود صِبْغَةَ اللَّهِ ، بعد فرمود وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً . 328 و فرمود مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي